X
تبلیغات
اینجا منم
اینجا منم
تنها شادی زندگی من این است که هیچکس نمیداند تا چه اندازه غمگینم

ارسال در تاريخ چهارشنبه 20 فروردین1393 توسط من
اتوبوسی آمده از تهران یکی از صندلی هایش خالی است قطاری می رود از تبریز یکی از کوپه هایش خالی است سینماهای شیراز پر از تماشاچی است که حتما ردیفی از آن خالی است انگار یک نفر هست که اصلا نیست انگار عده ای هستند که نمی آیندشاید،کسی در چشم من است که رفته از چشمم نمی دانم ..

ارسال در تاريخ شنبه 9 فروردین1393 توسط من
ازوقتی که دیگه تو زندگیم نیستی اگر پیش اومده که خوابت دیدم سالی 1 بار بوده اما 4, 5 شنبه با وجود اینکه دیر میخوابم و بی میلم نسبت به خواب همش هرشب پشت سر هم خوابتو میبینم,الان ساعت 3:45 شبه ولی ذوق دارم که امشب هم خوابتو میبینم شاید هم نه میدونم که دیگه باید کسی بیاد تو زندگیم,از هرکدوم وقتی ایرادی میبینم هرچند اون ایراد میتونه کاملا برطرف بشه اما اون ایراد کاملا برای من بزرگ جلوه میکنه و بی چون و چرا جوابم منفیه جدیدا علاقه پیدا کردم که برم کیش زندگی کنم از بعد داستان تو از تهران بدم میاد وقتی توشم قلبم پر میشه از یه احساسی شبیه خلا,نا امیدی,بغض,.. عصبی میشم,وقتی تهرانم همش حس میکنم تو از یه جایی داری نگام میکنی,میدونم اینا توهماته اصلا شاید من و تو همدیگرو ببینیم و یا بهم بربخوریم دیگه همدیگرو نشناسیم دنباله شرایطی هستم که برم اتفاقا قبل عید یه پیشنهاد ازدواج برام پیش اومد که نمایندگی توی کیش داشت ولی شرایط اخلاقیمون با هم جالب درنمیومد دلم خیلی میخوادت دوست دارم

ارسال در تاريخ دوشنبه 19 اسفند1392 توسط من
ما بــــــــاهم تا حالا دريــــــــــا نــــرفـــــتيم از اون خــــــــونه ازين دنيــــــــــاي خودخواه تـــورو شـــايـــد يــه روزي قـــرض کـــردم بــــــه انـــــــدازه يــــک سـفـــر کـــوتاه

ارسال در تاريخ دوشنبه 12 اسفند1392 توسط من
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ,آنقدر که یکی از این شب های لعنتی....آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید....هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد!!!بعد همان جا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را...روزی که دروغ می گوید ,روزی که دیگر دوستم ندارد ,روزهایی که دیگر مرا آغوش نمیگیرد ,و روزی که عاشق دیگری شود...

ارسال در تاريخ شنبه 3 اسفند1392 توسط من
تمام حرفام شده غمنامه

از اون وقتاست که بغضمو نمیتونم نگه دارم

پس کی برمیگردی دیوونه

به خدا خسته شدم

برگرد دیگه



ارسال در تاريخ پنجشنبه 1 اسفند1392 توسط من
کاش می مردم و نمی دیدم چجوری دووووری تو منو کشت!

ارسال در تاريخ دوشنبه 28 بهمن1392 توسط من
هیچ کس تا به حال دو مرتبه در عمرش عاشق نشده، عشق دوم ، عشق سوم ، اینها بی معنی است. فقط رفت و امد است . افت و خیزاست . معاشرت می کنند و اسمش را می گذارند عشق/

ارسال در تاريخ چهارشنبه 23 بهمن1392 توسط من
امسال هم گذشت و تولدم رسید و بازهم بدون تو امشب و فردا تولدمه ولی بدون اینکه کسی مثل تو باشه که مثل اونروزا از وجود من تو این دنیا و روز تولدم خوشحال باشه 68/09/10تاریخیه که من هرسال خداروشکر شکر کردم بخاطر وجود تو دوست دارم

ارسال در تاريخ چهارشنبه 23 بهمن1392 توسط من
خیانت کردم! چون بریده بودم! من حق انتخاب نداشتم وقتی عشق دیگری درقلبم بود! وقتی دیگری را عاشق کرده بودم! من خیانت کردم با انتخابم! گریه های هردویمان را ندید گرفتم وقتی که او و دلم گفتند نرو اما عقلم رفتن راجایز دانست! هنوز هق هقش در گوشم است! ino dishab khundam dusesh dashtam

ارسال در تاريخ چهارشنبه 16 بهمن1392 توسط من
از خلاصه ی روز های انتظار،که می دانم حوصله به خرج نمی دهی تا تمامی حرف هایم را بشنوی !فقط این را می گویم :دلتنگی ام آنقدر بزرگ شده است که اگر ببینیم شاید نشناسی . . .

ارسال در تاريخ جمعه 11 بهمن1392 توسط من
تجــــسم کن کنارت باشد شب قبل از خواب نگاهش کنی تا مطمئن شوی که هست که می ماند صبح که بیدار شوی هم هنوز هست بهشت همین است دیگر مگر نه؟

ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 بهمن1392 توسط من
دوست داشتن یعنی تنهایت می گذارم همانگونه که خواستی اما جایت همیشه در زندگیم خالیست...!

ارسال در تاريخ دوشنبه 7 بهمن1392 توسط من
خاکی خاکی ام.....آنکه دنیایم بود آنچنان زمینم زد,ک تا آخر عمر باید خودم را بتکانم.....

ارسال در تاريخ پنجشنبه 26 دی1392 توسط من
گاهی دوستت دارم ها بی فایده اند...مثل موفق باشید های انتهای برگه ی امتحانی...

ارسال در تاريخ دوشنبه 23 دی1392 توسط من
امروز گریه کردم یه جایی که اصلا نباید گریه میکردم اصلا حالم خوب بودااااا یه دفعه ای نمیدونم چی شد بغضم ترکید کلی خجالت کشیدم ;) فقط تونستم اشکای گونه هامو پاک کنم کاره دیگه ازم بر نیومد :(

ارسال در تاريخ دوشنبه 16 دی1392 توسط من
تــــوی ایــــــن دنیــــا همیـــــــشه بعضــی ها "بــرای بــه جــایـــی رسیــدن"و بعضـی ها "بـعـد از به جـایــی رسیــدن"هــمــه چیــز را "زیـــر پــا" می گــذارنـــد..

ارسال در تاريخ جمعه 13 دی1392 توسط من
ﺁﺩﻣــﻬﺎ ﺩﺭﺳــﺖ ﻭﻗﺘﯿــﮑﻪ ﻣﯽ ﻓﻬــﻤﻨﺪﺩﻭﺳﺘــﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﯼﻣﻐـﺮﻭﺭ ﻣﯿـﺸﻮﻧﺪ ... ﻭﺣﺸـﯽ ﻣﯿـﺸﻮﻧﺪ...ﻟﮕﺪ ﻣﯿـﺰﻧﻨﺪ !ﺩﻭﺳــﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺎﯾـﺖ ﺭﺍ ﻗﺎﯾـﻢ ﮐـﻦ . ﺍﯾـﻦﺟﻤـﻠﻪ ﺍﺭﺯﺍﻧـﺖ ﻣﯿـﮑﻨﺪ ...

ارسال در تاريخ پنجشنبه 12 دی1392 توسط من
چشمام به در خشک شد حتی 1 خبر.. دیوارای اینجا دارن به هم میرسن

ارسال در تاريخ شنبه 30 آذر1392 توسط من
ﻫﯿﺸﮑﯽ ﺑﻌﺪِ " ﻫﯿﺸﮑﯽ " ﻧـَـﻤُﺮﺩﻩ .ﻭﻟــﯽ . . .ﺧﯿﻠﯿــﺎ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ " ﺑـــﻌــــﺪ " ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻥ

ارسال در تاريخ یکشنبه 24 آذر1392 توسط من
emshab vaghti barmigashtam az ghurub ye boghzi too galum bud,dalilesh ham nemidunam yehoyi shod.too mashiin az shishie baghal biruno negah mikardam ye chizayi too zehnam rad shod feshare fekrio ruhiye inruz ham zamimash shod cheshmam pore ashk shodo rikhttttttt,pesare kenaram neshaste bud bero ber nega nega mikard fekr mikard chi shode,khoda midune too delam che khabare.

ارسال در تاريخ پنجشنبه 18 مهر1392 توسط من
اینجا انقلاب

خسته شدم از صبح اومدم کتابهای خودمو شاین گرفتم

قرار بود با هم بریم منتهی شاهین صبحچیه هویی برای چکش مشکلی پیش اومده بود ولی سرره میاد دنبالم

هرقدمی که زدم اینجا یادت افتادم, یعنی تو فکر میکنی این پیاده رو ها یادشونمیاد من و تو 4سال روشون راه رفتیم؟!

اونموقع توپولیه خودم بودی 

ییادته اون گوشی ابی که داشتی اسم بالای اکانت گوشیتو اسمامونو گذاشتی

از رفتن تو این قرصها برام موند که وسط کتاب خریدن تو مغازه تند تند یادم بمونه قرصامو بخورم که حالم بد ند شده

از رفت



ارسال در تاريخ دوشنبه 15 مهر1392 توسط من
بعده این همه روز دیشب خوابت دیدم خوابه چیزی که الان هستی نه خوابه اونی که سال 87 به خاطر خوب و مهربونیش دوسش داشتم و الا چیزی که الان هستی هیچ ربطی به اون نداره خدایا چقدر احمق و ساده بودم من

ارسال در تاريخ چهارشنبه 10 مهر1392 توسط من
انقدر دلم گرفته دارم خفه میشم

دلم میخواد فقط با یکی حرف بزنم

خسته شدم دیگه




ارسال در تاريخ یکشنبه 7 مهر1392 توسط من
توی تخت خوابی تنها با کلی بغض آروم روت رو میکنی اونور ...میری کم کم زیر پتو تا کسی نبینتت قشنگ به خاطراتت فکر میکنی ...به آرزوهات ...و به اینکه الان داره با یکی دیگه خوشبخت میشه ...اینجاس که صورتت نم پیدا میکنه...به زور آروم نفس میکشی که کسی بازم صدات رو نشنوه ...ولی کاری از دستت برنمیاد ...این ته خطه ... همچین آدمی اگه هستی ... ینی به ته خط رسیدی ...همینجور فک میکنی و فک ... بعد چشماتو که باز میکنی میبینی که صب شده ...اینم یه جور مردنه خودش ... مگه نه ؟؟؟

ارسال در تاريخ شنبه 6 مهر1392 توسط من
خسته ام خسته هم نه ولی یه حسیه دیشب با دوستم که حرف میزد حس و حال و افکارم رو که بهش گفتم ازم خواهش کرد که برم پیش پزشک,چون گفت اینا اخطاره یه حالت های روحیه ولی همش جرف مفته من سالمم سالم سالم هم روحی و هم جسمی من فقط دیگه هرگز نمیتونم به هیچکس هیچکس هیچکس هیچکس هیچکس اعتماد کنم دیگه نمیتونم کسی رو دوست داشته باشم...

ارسال در تاريخ پنجشنبه 4 مهر1392 توسط من
امشب از اون شباست که خیلی دلتنگم

ارسال در تاريخ دوشنبه 25 شهریور1392 توسط من
یه جوری ریشه هام خشکید که انگار کار پاییزه خزون رفتنت انگار داره برگاشو میریزه یه جوری گریه میکردم که بارون بینشون گم بود کاش این رویا از آغازش فقط خواب و توهم بود

ارسال در تاريخ یکشنبه 24 شهریور1392 توسط من
هﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ٬ ﺑﺎ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﮐﻮ? ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﮐﻮ? ﺁﻥ ﺩﻝ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺕﮐﻮ؟ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﮐﻮ? ﻓﺼﻞ ﺧﻮﺏ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﮐﻮ؟ﯾﺎﺩﺕ ﺁﯾﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮔﺮﺩﺵ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﺮﯾﻦ؟ﭘﺲ ﭼﻪ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﺮ٬ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺖ؟ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺭﻧﮕﯿﻦﺩﺭ ﭘﺲ ﺁﻥ ﮐﻮﯼ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺗﻮ ٬ ﺁﺭﺯﻭﻫﺴﺖ؟ﮐﻮﺩﮎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺩﯾﺮﻭﺯ ,ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﻏﻤﻬﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯾﺎﺩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ,ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺮ ﺑﺎﺩﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ٬ ﺑﺎﺯ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﺑﺮ ﺑﺎﻡ ﺧﺎﻧﻪﺑﯽ ﺗﺮﺍﻧﻪ ٬ﺑﯽ ﺑﻬﺎﻧﻪ, ﺷﺎﯾﺪﻡ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺧﺎﻧﻪ!

ارسال در تاريخ یکشنبه 24 شهریور1392 توسط من
in texto alan facebook khundam ye kuchulu texto dust dashtam: هی بادبادک ارزوهام...!به سلامت...!راهت درازه...!شاید یار مارو دیدی تو راه...!از اون بالا مالاها ماچ کن وجدانش روشاید بیدار شد...!الحق که خواب سنگینی داره...!

ارسال در تاريخ جمعه 15 شهریور1392 توسط من
یادم افتاد که امروز سالگرد جمشیده

اسلایدر